تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی شهرستان سرباز - زندگی نامه سعدی بلوچستان مولوی محمد عبدالله روانبد پیشینی (رح)
ما سرباز وطنیم

سطور زیر گزیده ای از شرح حال و زندگی بزرگمرد ودانشمندی را سامان می دهد که سخن راندن در باب شخصیت بارز وبرجسته او وقرار گرفتن در جایگاه معرفی مقام والایش در توان هر کس نیست. قلم خیلی کوتاه تر از آن است که بتواند در وصف واحوال ومعرفی برخی ازنشیب وفرازهای حیات افتخار آفرین این عالم فرزانه،خامه فرسایی کندو مجال پایگاه های بزرگ اینتزنتی - چه برسد به این وبلاگ – خیلی تنگ تر از آن است که بتواند مشتی نمونه خرواری از دورنمای چهره تصویر بکشد. ایشان یکی از حلقه های استوار ونمایان زنجیره ای بزرگمردان علم ومعرفت وماهتابی درخشان از کاروان رفته راهیان نور واز افتخارات بزرگ اهل سنت ایران وبویژه بلوچستان محسوب می شود.

سخن گفتن در مورد ایشان«تحصیل حاصل» وبه معنای معرفی چهره از پیش شناخته شده است. از آنجا که ماه ذیحجه مصادف با رحلت جانسوز ایشان بود،تصمیم گرفته شد به مناسبت آن،مختصری از احوال زندگی پرفیض ایشان تهیه وتقدیم خوانندگان گرد.

 ولادت باسعادت 

            پشت دوتای فلک،راست شده ازخرمی              تاچو تو فرزند  زاد، مادر  ایّام  را

ایشان روزدوشنبه،(18)شعبان المعظم سال 1345 ه.ق در (باهو کلات )یکی از روستاهای تابع چابهار که وطن والدگرامی اش بوده،پا به عرصه گیتی نهادند. با تولد میمونش، نوروسرور را به داخل کلبه فقیرانه پدر ومادرش کشانیدند.والد بزرگوار ایشان حضرت الحاج قاضی محمد یحی(رح)انسان وارسته ،پرهیزگار ودانشمند بوده اند که در همین روستا سِمَت پیشوای مذهبی مردم را به عهده داشته اند.

 آغاز تحصیل واستعداد شگرف ایشان

آثار نبوغ وهوش سرشار وذهانت فوق العاده در همان اوان کودکی از چهره  اش کاملاً نمایان بود. زمانی که کودکِ پنچ ساله ای بیش نبودند ،فراگیری حروف الفبارا در مکتب والده محترمه اش آغاز نموده ودر سن شش سالگی روخانی تمام قرآن مجید را از ایشان فرا گرفت، آنگاه بود که والد بزرگوار، ادامه تعلیم وتربیت وی را به عهده گرفت.پس از هر درسی را که از والد بزرگوار فرا می گرفتند بلا فاصله حفظش می شد وبدین ترتیب بیشتر کتابهای درسی را از حفظ داشتند .هنگام خواندن یزان الصرف هر روز پانزده الی شانزده مصدر را با صرف کبیر گردان می کردند.وزمانی که داشتند شرح تهذیب را فرا می گرفتند پدرشان معمول گذاشته بودند که هر روز یکبارمتن تهذیب را از بر خوانده آنگاه سراغ بازی برود اکثر کُُتُبِ درسیِ  قبل از دوره خارج را از والد بزرگوارشان فرا گرفتند بجز چند کتاب که بعضی را از جناب مولوی تاج محمد بلیده ای فرزند عبدالکریم وبعضی را از جناب مولانا محمد عمر کراچوی فرا گرفتند.

 ادامه تحصیل در پاکستان

در سال 1371 ه ق جهت ادامه تحصیل به کراچی پایتخت سابق پاکستان سفر نمودند ودر مدرسه مظهرالعلوم کهده که در آن زمان از بزرگترین مراکز علمی پاکستان بشمار می رفت وشاخه ای از مدرسه دارالعلوم دیوبند بود ثبت نام نمود . در این میان کتابهای شاه ولی الله محدث دهلوی «میبذی» و«ملا حسن» (یک کتاب درسی درفن منطق)رابه طور جداگانه از جناب مولانا غلام مصطفی قاسمی فرا گرفتند.حاشیه کتاب قدوری، که از تصنیفات حضرت مولانا غلام مصطفی می باشد. قسمتی از آن راکه تقریباًاز« کتاب الجنائز »تا «باب زکوة الابل»میباشد در همین دوران حسب دستورِ استاد گرامیش نوشتند .مولانا غلام مصطفی که به استعداد عجیب وذهانت فوق العاده اش پی برده بودند گاهی به دوستان اظهار می داشتند(اگر به این شاگرد بیش از حدّ ذهین، زمینه مناسب ومحیط سازگاری دست بدهد آنطور که برای علامه انورشاه کشمیری آمده بود- به مقامی بسیار بالاتر از مقام علامه کشمیری نائل خواهد آمد.

کتابهای «دیوان متنبّی»و«سلّم العلوم» رااز مولانا علی محمد سندی که استاد شاعر بزرگ خاور زمین علّامه اقبال لاهوری نیز می باشند،فرا گرفتند.درامتهانات نهائی سال 1372 ه.ق درمیان صدها طلبه رتبه اول را کسب نموده وجایزه خود را از دست مبارک رئیس مدرسه حضرت مولانا محمد صادق(رح)شاگرد حضرت شیخ الهند دریافت داشتندو مولانا عبدالخالق پسند پسر خاله حضرت مولانا نیز به مقام دوّم نائل آمدند وبعلت فعّال وبیش از حد ّذهین بودن این دو شاگرد،استاد آنها حضرت مولانا فضل احمد به آنها لقب (صاحبین) داد ه بودند.

 آغاز فعالیِت وخدمت

پس از وفات والد بزرگوارشان که چند ماه بعد از فارغ التحصیلی ایشان بوقوع پیوست.نگاههای مردمی به سوی ایشان که حالا عالمی نوجوان ودرعین حال متقی وسرشار از استعدادهای علمی بودند، مرکوز شد. ایشان نیز بیش از پیش احساس مسئولیت شمرده وبرای مبارزه باجهل وشرک وبدعتهای مرسوم منطقه کمر همّت را بستند.اصلاحِ مردمی، که سالها در منجلاب به سربرده ومبتلا به انواع واقسام رسمهای غلط وباورهای خرافی بودند،چندان آسان به نظر نمی رسید امّا این همت بلند حضرت مولانا بود که از راه موعظه،تبلیغ وتعلیم ،به اصلاح مردم پرداخته واز هیچ کوششی دریغ نورزیدند.چنانچه یک رساله مختصری به نام (گرزسنت برکلمه بدعت)رابه به نظم در پاسخ به یکی از افراد اهل بدعت به نام غلام رسول که کاری جزء بد گوئی ازسنت رسول اکرم(ص) وپشت گوئی علماء دیوبند نداشت،نوشتند.

 تأسیس مدرسه

هنگامی که فقرِ معارف اسلامی وپائین بودن سطح فرهنگ مردم منطقه راإحساس نمودند بمنظور بالا بردن سطح فرهنگ معارف اسلامی وآموزش نوباوگان مسلمین در سال 1388ه.ق پایه واساس یک مدرسه دینی را در پیشین بنیان نهاد،وخودشان شخصاً در آن به تدریس وتعلیم پرداختند. تا دم حیاتِ ایشان خوشبختانه مدرسه ،هر دم در حال رشد وشکوفائی بود ،امّا پس از وفات ایشان متأسفانه رشد وتوسعه آن به حالت رکود مانده واز آن پس رشد قابل توجهی نکرده است.

 جولان در عرصه شعر وادبیّات

دراشعار نغز وشیرین ایشان همچنانکه نکات دستوری کاملاً رعایت شده بهمان صورت کاملاً با قوانین عروض وبدیع مطابقت داشته وبدون تکلف عاری از هر گونه حشو،وپرازصنایع و بدایع بوده اند.اگر حضرت مولانا رادر ردیف بزرگترین شاعران جهان قرار بدهیم حقا که هیچ مبالغه نکرده ایم،ایشان در سه زبان بلوچی،فارسی وعربی شعرهای بسیار خوب وجالب سروده اند که بزودی به چاپ رسیده ودراختیارعلاقمندان خواهد رسید.

 وفات

طبق معمول هرسال،دراواخرماه شوال آماده رفتن به سوی حج بودند امّا این رفتن با رفتنهای هرسال دیگرتفاوت داشت،رفتنی که بازگشتی به دنبال نداشت.آری در سال 1408 ه.ق مصادف با1367 ه.ش هنگامی که برای دهمین بارمشرف به زیارت حرمین ریاض تشریف برده واز آنجا باتفاق گروهی از مریدان خودسوار ماشین شده ،حجاز مقدس را به قصدامارات متحده عربی ترک گفتند.اتومبیل غافل ازمکر روزگار،همچنان داشت می رفت وخود را به مرزخاک عربستان وقطر نزدیک می کرد،تااینکه خاک عربستان تمام شده وماشین وارد خاک قطر شد که یکی از همراهان متوجه می شود حضرت مولانا روی صندلی خود به خواب رفته ودر عالم خواب دارند تبسم می فرمایند.وقتی که ایشان چشم گشودند یکی از همراهان علت تبسم را جویا می شود مولانا در جواب می فرمایند:در خواب دیدم که فرشته ای از آسمان آمد وگفت شما را از اینجا بلند کرده وبه آسمان می برم،من در جواب گفتم:نه اینکار را نکنید،ماشین واژگون می شود.آن شخص دوبار وسه بار  گفته خود را تکرار کرد امّا من مانع کارش شدم که از خواب بیدار شدم. حاجی شاهی (یکی از همراهان) بلا فاصله گفتند:خوب حضرت مولانا آسمان که از زمین بدتر نیست؟ در همین اثنا که آنها داشتند صحبت می کردند ناگهان چرخ جلوئی سمت مولانا پنچر می شود وماشین چند متر به جلو رفته وناگهان از جاده پرت شده وبه شدت چپ می شود وآن خورشید علم ومعرفت،آن نابغه روزگار،آن دریای ژرف علم ودانش،آن رهبربزرگ جامعه اهل سنت دقایقی چند جان به جان آفرین تسلیم می کنند.این آفتابِ عالمتابِ علم ودانش  بعد از اینکه 63 بهار از زندگی افتخار آفرینش را پشت سر گذرانده بود،در اُفق سرزمین مقدس حجازبرای همیشه غروب نمود در حالی که تقویم سال،23 ذیحجه سال 1408 ه.ق مطابق با 16 مرداد 1367 ه.ش را نشان می داد.«انّا ِلله وانّا الیه راجعون»

همیشه یاد تودرسینه ها نهان ماند  *  جهان نماند وباد تو درجهان ماندبه ذکرخیرتونازم که بعد رفتن تو * هزار سال دگرنیز ورد جان ماند

ویژگیهای حضرت مولانا(رح)

ایشان دارای اخلاقی ستوده ،شخصیّتی متین وبا وقار،کم گو،بذله سنج ونکته دان بودند. درمجالس ومحافل نه شنونده محض بودند ونه پر حرف وزیاده گو،بلکه هرگاه نیاز می دیدند صحبت می کردندند وبا گفته های شیرین وپر معنای خود مردم را به فیض می رساندند وگاهی با شوخی هاوبذله های خویش لبخند رامهمان لبهای مردم می ساختند وهرگاه لازم نمی دانستند ساکت وخاموش می نشستند.با هرکس طبق فهم ودرک وزبان او گفتگو می کردند با یک عالم به زبان علم،با یک شاعر به زبان شعر،با یک نویسنده به زبان نویسندگی وبا یک فرد عادی به زبان عادی وساده وطبق سلیقه او صحبت می گفتند.هیچگاه از نوازش مهمانان خسته نمی شدند وپیوسته در خدمت مردم ومسافرین دور ونزدیک بودند.اندیشه بلند وقوّه ادراک وحضور ذهنی اش بقدری قوی وفوق العاده بود که راجع به هر مورد وعلمی از او سؤال می شد بلافاصله جواب درست وصحیح آن را می دادند جواب معماها را در عرض چند دقیقه به شعر می گفتند وسطح بلند فکری شان را دراشعارش می توان خواند.درطبابت،حکمت وشناخت خاصیت گیاهان بی نظیربودند.ایشان یک عارف به تمام معنا وکاملاً متبع سنت نبوی(ص)بودند اما هیچ گاه به کسی اجازه نمی دادند که در این مورد کنجکاوی بکند.از جاده مستقیم شرع سر موئی هم انحراف نمی ورزیدند.به نماز خیلی اهمیت می دادند.به علم ودانش خصوصاً حفظ قرآن محبت خاصی داشتند.خلاصه اینکه ایشان انسانی شایسته،عالمی متبحر وآگاه وشخصیتی کم نظیر بودند که هرچه در مورد ایشان بگوئیم باز هم کم گفته ایم.

 اساتید ومشایخ ایشان

اسامی اساتید مشهور ومعروف ایشان که از آغاز تحصیل تا پایان بطورمداوم ورسمی یا متفرق از آنها استفاده برده اند بشرح ذیل اند:

 1-   مولانا قاضی یحی(رح)،والد بزرگوار ایشان

2-   مولانا تاج محمد بلیده ای(رح)

3-   مولانا محمد عمر کراچوی بلوچ(رح)

4-   حضرت مولانا غلام مصطفی قاسمی(حفظه الله)

5-   شیخ الحدیث حضرت مولانا فضل احمد(رح)

6-   حضرت مولانا قاری رعایت الله(رح)

  7-خضرت مولانا عبدالحلیم (رح)

8-حضرت مولانا عبدالله درخواستی(رح)

 واز مشایخ ایشان می توان:

1-  حضرت مولانا عبدالله درخواستی(رح)

2-  جناب قاضی محمدحسن قصرقندی(رح)

3-  وجناب مولاناخان محمد ایرافشانی(مدظلهم)را نام برد.

 تألیفات وآثار علمی ایشان

تألیفات وآثاری که از ایشان در فنون مختلف علمی بر جای مانده است بعضی از آنها در زمان حیات وی وبرخی از آنها بعد از وفات ایشان به چاپ رسیده وپاره ای از آنها هنوز به چاپ نرسیده است که بطرف آنها اشاره می شود:

 1-«ترازوی قلم».کتابی است درعلم ریاضی که تاکنون دو بار به چاپ رسیده است.

2-«النهرالفائض شرح رساله منظومه عروج الفرائض» کتابی است در علم میراث که به چاپ رسیده است.

3- «تجریدالتجوید» رساله مختصری است در علم تجوید که برای استفادۀ طلاب نوشته شده وبه چاپ رسیده است.

4- «قطعات الذهب فی مسائل المذهب»رساله منظومه ای است در علم فقه که به چاپ رسیده است.

4-«نثرالفراید فی شرح نظم القواعد».کتابی است درعلم قواعد فقه به همراه فروعات آنها که تازه بعد از وفات ایشان به چاپ رسیده است.

5- «قطوف دانیه فی انواع ثمانیه».رساله ایست در علم نحو که هنوز به چاپ نرسیده است.

6- «النهرالصافی فی العروض والقوافی».رساله ایست درعلم عروض که هنوز به چاپ نرسیده است.

7- «مجموعه فتاوی»شامل کلیه فتاوائیکه از ایشان استفتاء شده است که هنوز به چاپ نرسیده است.

8- «مجموعه غزلیات وقصاید فارسی وعربی » که هنوز به چاپ نرسیده است.

9-«مجموعه غزلیات وقصاید بلوچی »که هنوز به چاپ نرسیده است.

10- ترجم کتاب «قصدالسبیل» از مولانا اشرف علی تهانوی(رح) که آن را به دستور مرشد خود حضرت مولانا خان محمد( دامت برکاتهم) به فارسی ترجمه نموده اند و هنوز به چاپ نرسیده است.


منبع :وبلاگ عقیل احمد بیر نور